فضل الله مهتدى
48
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
مىخنديم . حال عين آن را خود مجرى مىداريم با اين فرق كه در اسلام اين حركات از مردم عامى و بادىالرأى سر مىزند و تازه پس از هزار سال ، بىخبران از حقيقت اسلام دچار اين اوهامند و بلاشك اگر در ايام پيغمبر و اهل بيت چنين مىكردند نهى مىشدند ، ولى در اينجا در اول ظهور و بين خواص و عوام و احبا به توسط اهل حرم اين بدع باطله ترويج مىشود » . « 1 » حقوق زن از موارد مهم ديگر تناقض بهائيت در مورد حقوق زن و دعاوى تساوى حق زن و مرد است : « مىگفتند تساوى حقوق زن و مرد را چه مىگويى ؟ مىگفتم : اولًا چنانكه در اسلام رعايت حقوق زن شده در هيچ شريعتى نگشته و اگر مقصود تساوى در جمع شئون است اين مخالفت رأى اكثر حكما و قانون خلقت و طبيعت است و اگر آزادى مطلقهى زنان منظور است ، سالها قبل از تولد بهاء دراكثر نقاط اروپا اين شيوه عملى شده و تازه بعد از اين همه حرفها زن و مرد در شريعت بهائى مساوى نيست : اولًا : به موجب كتاب « اقدس » مرد مىتواند دو زن و يك باكره براى خود بگيرد در صورتى كه زن نمىتواند سه شوهر كند . ثانياً : مرد مىتواند زن خود را طلاق گويد و زن با شوهر خود اين معامله نتواند . ثالثاً : در ميراث ، خانهى مسكونه و البسهى مخصوصه به اولاد اناث نمىرسد ! رابعاً : زن نمىتواند عضو بيت عدل باشد و اعضاء بايد مرد باشند ( وهلم جراً ) . جوانان اظهار تعجبى كرده مىگفتند : در حقيقت چنين است كه مىگويى ، اما چه كنيم با اين كلمه كه مىگويد : دين بايد مطابق علم و عقل باشد و بلاشك اين حكم در هيچ ديانتى نيست ! مىگفتند هست و از اركان اسلام : « كل ما حكم بهالعقل حكم
--> ( 1 ) . خاطرات صبحى ، صص 244 - 245